نـ ــ ــفـ ـ ـس هـا ی بـ ــا ر و ن
ســــه حرف دارد اما برای پر کردن تنهایی من حرف ندارد “خـــــــــــدا “

- مهسا ,تینا تینا,یسنا الف,پرنسس کوچولو,آزاده یاس,آفرودیت ,دیبا زمانیان,اشک ِ ابر ,خیس ِ باران ,رهام آزاد,ندا ,باد ,آذر میدخت شرقی,واژه از بارانم خیس ِخیس,بلانش ,اما ایکس, 

  من به تنهایی یک باغ بعد یک خواب زمستانی می اندیشم

و به گلهای فروخفته به دامان سکوت
 
من به یک کوچه گیج،گیج از عطر اقاقی ها می اندیشم
و به یک زمزمه عابر مست که ز تنهایی خود ناشاد است
من به دلتنگی شبهای ملول و تهی ماندن خود از شادی می اندیشم
ذهنم از خاطره ها سرشار است
 
و فروآمدن معجزه در هستی من, مثل خوشبختی من دورترین حادثه است
من به خوشبختی ماهی ها می اندیشم 
که در آن وست آبی باز هم باهم همراهند
من به یک خانه می اندیشم
 
یک خانه دور که در آن فانوسی می سوزد
و در آن جای تو مانده است تهی 
و به گلهای فراموشی آن گلدان می اندیشم 
که ز بی آبی پژمرده شدند 
 
من به تنهایی خویش به تنهایی باغ
به یک  معجزه می اندیشم....

 

[ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ] [ نـ ـ ـــفـ ـ ــس ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

دریافت همین آهنگ