نـ ــ ــفـ ـ ـس هـا ی بـ ــا ر و ن
ســــه حرف دارد اما برای پر کردن تنهایی من حرف ندارد “خـــــــــــدا “

 

خداوندا تو را می پرستم و تنها تو را دوست  دارم خدایا به من قدرتی عطا کن که

  بتوانم آن باشم که تو می خواهی . خدایا تو را در بی کسی هایم به چشم دل

  نظاره گر بوده ام ، چگونه باید تو را بخوانم؟     خود نمی دانم.

 خدایا این تویی که همه ی وجودم را به

 تو تقدیم می کنم.

 

   

                 

 

داشتم می رفتم سفر و از همسرم خواستم که مثل همیشه بعد از دعاش به عنوان نگاهبان من پیشونیم رو ببوسه.و بعد سوار قطار شدم.وقتی قطار به ته دره سقوط کرد.همه مردند و من هم مردم.از بالا تلاش دکترها رو می دیدم. بعد از 2 ساعت دکترها گفتند بی فایده ست و رفتند.و من یاد بوسه همسرم افتادم. و در همین لحظه از بالا دیدم که نوری از پیشانی من بیرون امد و به قلبم فرو رفت.
2 دقیقه بعد صدای فریاد پرستاری که بالا سرم بود رو شنیدم که دکترها رو صدا می کرد، اما صدای فرشته مرگ که کنار پرستار بود بیشتر بود که با نگاه نافذش رو به من گفت: خوب از دستم در رفتی ها.شانس آوردی که قدرت من از قدرت عشق کمتره.

 

*********** ***

 

ماه من غصه چرا؟

 

آسمان را بنگر که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد

 

یا زمین را، که دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

 

و در آغاز بهار دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز پر امنیت احساس خداست

 

ماه من غصه چرا؟

تو مرا داری و من هر شب و روز،

آرزویم همه خوشبختی توست

 

ماه من دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست که خدا را دارند ...

 

ماه من غم و اندوه اگر روزی هم مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق،

زمین خورد و شکست

 

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست!

او همانی است که در تارترین لحظه شب

راه نورانی امید نشانم می داد

 

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد

همه زندگی ام، غرق شادی باشد

 

ماه من غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی، بودن اندوه است

 

این همه غصه و غم، این همه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغ اند

همه را با هم و با عشق بچین ...

 

ولی از یاد مبر، پشت هر کوه بلند

سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند

که خدا هست، خدا هست ...

 

و چرا غصه چرا؟

[ شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩ ] [ ٦:٤٢ ‎ب.ظ ] [ نـ ـ ـــفـ ـ ــس ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

دریافت همین آهنگ