خدای مهربون :)

 


گروه اینترنتی شمیم وصل
 
دختری از مرد روحانی میخواهد به منزلشان بیاید و به همراه پدرش به دعا بپردازد. وقتی مرد روحانی وارد منزل میشود ، مردی را می بیند که بر روی تخت دراز کشیده و یک صندلی خالی نیز کنار تخت وی قرار دارد.  پیرمرد با دیدن مرد روحانی گفت: شما چه کسی هستید؟ و اینجا چه میکنید؟ روحانی خودش را معرفی کرد و گفت: من دراینجا یک صندلی خالی میبینم گمان میکردم منتظر آمدن من هستید.
پیرمرد گفت آه بله... صندلی... خواهش میکنم بفرمایید بنشینید . لطفا در را هم ببندید. مرد 
روحانی با تأمل و در حالی که گیج شده بود در را بست.
پیرمرد گفت : من هرگز مطلبی را که میخواهم به شما بگویم به کسی، حتی 
دخترم نگفته ام. راستش در تمام زندگی اهل عبادت و دعا نبودم تا اینکه چهار سال پیش بهترین دوستم به دیدنم آمد
روزی به من گفت : "دوست من فکر میکنم "دعا یک مکالمه ساده با خداوند است." روی یک صندلی بنشین یک صندلی خالی هم روبه رویت قرار بده. با اعتقاد فرض کن که خداوند بر صندلی نشسته است این موضوع خیالی نیست. خدا وعده داده است که من همیشه با شما هستم. سپس با او درد دل کن. درست به طریقی که هم اکنون با من صحبت میکنی."

من چند بار این کار را انجام دادم و آنقدر برایم جالب بود که هر روز چند بار این کار را انجام میدهم.
مرد روحانی عمیقا تحت تاثیر داستان پیرمرد مرد قرار گرفت و مایل شد تا پیرمرد به صحبت هایش ادامه دهد.
پس از آن با همدیگر به دعا پرداختند و مرد روحانی به خانه اش بازگشت.
دو شب بعد دختر به مرد روحانی تلفن زد و به او خبر 
مرگ پدرش را اطلاع داد. مرد روحانی بعد از عرض تسلیت پرسید : آیا او در آرامش مرد؟
دختر گفت: بله وقتی من میخواستم از خانه بیرون بروم او مرا صدا زد که پیشش بروم دست مرا در دست گرفت و بوسید. وقتی که نیم ساعت بعد از فروشگاه برگشتم، متوجه شدم که او مرده است.
اما چیز عجیبی در مورد مرگ پدرم وجود دارد. معلوم بود که او قبل از مرگش خم شده بود و سرش را روی صندلی کنار تختش گذاشته است شما چطور فکر میکنید؟
مرد روحانی در حالی که اشک هایش را پاک میکرد گفت: ای کاش! ما هم میتوانستیم مثل او از این دنیا برویم.
از گذشته تا حال از حال تا آینده خدا با توست در همین نزدیکی. پس خوشا به حالت که اشرف مخلوقاتی و خلیفه او بر زمین. همواره با خودت زمزمه کن خدا در همین نزدیکی است، در همین نزدیکی. بعضی وقتها سرت را بر روی زانوان خداوند قرار ده . با او مناجات کن . خودتو خالی کن . پروردگارت همواره منتظر توست . او مهربانترین مهربانان است.

 


گروه اینترنتی شمیم وصل
 

 

خداوندا، خداوندا !!!

قرارم باش و یارم باش ...

جهان تاریکی محض است !!!

می‌ترسم ،

کنــــارم باش ...

 

(این پست تقدیم به "رهــا"ی نازنیــنم .امیدوارم خدای مهربون همیشه یاورت باشه )قلب

/ 25 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رها

بعضی وقتها آدما یه کاری میکنن که دیگه نمیتونی دوستشون داشته باشی ، ولی عجیب دلت واسه زمانی که دوستشون داشتی تنگ میشه ![گل]

m.z

چه ربطی داشت من میگم اپم

ماشا

سلام گرامي دوست مهربان. خوشا بحال آنان كه خدا قرار و آرامششان است. واتوره با (( خمار خنده )) به روز است.شما هم دعوت سفره سروده هاي من هستي. قدم رنجه فرما و به ديدارم بيا و با نقد و نظرت چراغ روشن راهم باش. تو را من چشم در راهم...

m.z

ها کم اوردی جوابمو نمیدی[خنده][قهقهه]

یارو

سلام دوست عزیز ما از وبت خوشمون اومد ولینکت کردیم امیدوارم تو ه مارو لینک کنی[نیشخند]

مطهره

سلام نفس جوووووووووووونم این آدرس جدیدمه گلم خیلیییییییییییییییییییییی بامعرفتی گلم خیلییییییییییییییییییییییییییی همه دوستای وبلاگی نفس جون هم بدونن که نفس جونم خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ماهههه حتی ماهتر از ماهی که تو آسمونه خیلی خیلی دوستت دارم عزیزم شاد باشی خوشکلم به خدا میسپارمت +بووووووووووووووووووووووس[ماچ][قلب][گل]

یارو

اهای نمی یای به وبلاگم؟[ناراحت]

m.z

هوی یه پست جدید گذاشتم عکسن بعد خیلی شبیه توان[نیشخند]

m.z

چه ربطی داشت[خنده]