ایــــ خــ ــ‌ ــــدا

 

خیابان ها دیگر صدای پای او را
زمزمه نکردند..
و دیگر بوی نفس او
در هوا پخش نشد


او رفت


و روز رفتنش را یادم هست
باران میبارید
و من تنها دستی را دیدم که در هوا تکان میخورد ..
و نگاهی که دیگر باز نگشت.
و امروز باران می آمد


سالگرد رفتن او بود
آسمان پا به پایم گریست
و خیابان ها سیاه پوش رفتنش بودند... ...

 

""سالروز ,فروخوردن بغضی که کـــــــوه به آن عظــمت و بــزرگی را خـــورد میکند.

چه رسد به ...

امــــــروز دلـــم گرفـــته قــد تــموم دنـــیا ناراحت""

 

 

حـــــادثه ی رفتنت
فروریخت
غرور و آرامش را
با خشت صبر می سازم
خرابه های وجودم را ...

/ 2 نظر / 27 بازدید
رها

نبینم غمتو عزیزم [بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل][بغل]

عباس

فقط میتونم بگم زیباست 20