گمشده

 

 

 

سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی
صبح تا نیمه ی شب منتظری
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست؟
یا خدایی است که از روز ازل پنهان است؟
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
وبشر هیچ ندانست که بود
خود اوهم به یقین آگه نیست
چون نمی داند کیست
چون ندانست کجاست چون ندارد خبر از خود که خداست

قیصر امین پور

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
اریا

یه بی همتائی هست که یه عمره دنبالشم.بعضی وقتا حس میکنم بهش نزدیکم ولی تا دست دراز میکنم دور میشه.بعضی وقتا حس میکنم چقدر ازش دورم .نا امید میشم.میشکنم.خسته میشم ولی نیازم باعث میشه دوباره بلند بشم.یاد این میوفتم که یه جایی خوندم حتما نباید اشک ریخت فریاد زد یا صداش زد.خودش میاد.ولی هنوز خبری ازش نیست.امیدوارم قبل از مرگ سهراب بیاد.[گل]

داداشـــــــــی

سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی ... . ****************************************** فوق العاده زیبا بود خواهر خوبم[قلب][گل][گل][گل]... ****************************************** بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد... من تو را در قلبم دارم نه در دنیا ... ****************************************** تــــو هــــم شــــده ای انقــــلاب زنــــدگــــی مــــن حــــالا هــــر آنچــــه در زنــــدگــــی مــــن اســــت تــــاریــــخ دار شــــده قبــــل از "تــــو" .... بعــــد از "تــــو".... [گل]

تهمینه

یعنی چی ؟؟ غیرت من کجاست تا نصف شب جلوی پنجره نشستی ! بدو بدو اینور ببینم ! دهه ! [نیشخند]